سيد علي اكبر قرشي

88

قاموس قرآن ( فارسي )

* ( أَشِرٌ . سَيَعْلَمُونَ غَداً مَنِ الْكَذَّابُ الأَشِرُ » ) * قمر : 25 - 26 بلكه او ( پيغمبر ) دروغگوى متكبّر است فردا . حتما ميدانند دروغگوى متكبّر كيست . اين كلمه فقط دو بار در قرآن يافت مىشود . اصْر : سنگينى . پيمان . گناه ( قاموس ) در مفردات گره زدن ( عقد الشيء ) و حبس بقهر گفته است و نيز گفته‌اند : سنگينى كه صاحبش را اصر يعنى حبس و بى حركت مىكند . نا گفته نماند : اين معانى بهمديگر نزديكاند و معنى جامع همان سنگينى است . پيمان يكنوع سنگينى و قبول مسئوليت ، و گناه نيز يكنوع سنگينى است . در آيهء * ( « أَ أَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي » ) * آل عمران : 81 بمعنى پيمان است يعنى : آيا اعتراف كرديد ؟ و بر آن ، پيمان مرا گرفتيد ؟ [ اصْراً ] و در شريفهء * ( « وَلا تَحْمِلْ عَلَيْنا إِصْراً » ) * بقره : 286 بمعنى سنگينى است يعنى تكليف سنگين بر ما بار مكن ، در حالات حضرت رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم آمده * ( « وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ » ) * اعراف : 157 يعنى از آنها سنگينى و اغلالشان را بر ميدارد و بشريعت آسان و طبيعى راهنمائى مىكند . اصْل : ريشه . پايه . * ( « كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَفَرْعُها فِي السَّماءِ » ) * ابراهيم : 24 ، كلمهء پاك همچون درخت پاكى است كه ريشهء آن ثابت و شاخه اش در هواست جمع آن اصول است * ( « أَوْ تَرَكْتُمُوها قائِمَةً عَلى أُصُولِها » ) * حشر : 5 . اصِيل : وقت ما بعد عصر تا مغرب ( اقرب الموارد ) * ( « وَسَبِّحُوه بُكْرَةً وَأَصِيلًا » ) * احزاب : 42 او را بامداد و آخر روز تسبيح گوئيد . جمع آن در قرآن فقط آصال استعمال شده * ( « يُسَبِّحُ لَه فِيها بِالْغُدُوِّ وَالآصالِ رِجالٌ » ) * نور : 36 براى خدا در آن خانه ها بامدادان و پسينان مردانى تسبيح گويند « اصيل » چهار بار و « آصال » سه بار در قرآن آمده است . افّ : * ( « فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ » ) *